وقتی آسمون مال منه، چرا تو خورشیدو کم داری؟
وقتی دنیا تو دست منه، چرا دست تو باید خالی باشه؟
اصلاً قبوله،هر چی دارم مال تو... دل مهربونت مال من
هیچ خبر داری! رد نگات، تن هیچ جاده ای رو نمی لرزونه، الا دل من؟
خبر داری، یه جایی تو چهره تو، جایی که هنوز هیچ کس ندیده،یه خط شعر نوشته که هیچ کس جز من حق خوندنشو نداره؟
خبر داری، برگی از دفتر زندگیم ورق نمی خوره،مگر به عشق تو
آخه تو، معجزه زندگی منی، همه اشتیاقمی واسه بودن و زنده موندن
31 شهریور 78
کلام آخر:
گویند ضریح نگاهت معجزه دارد، ای کاش که من زائر چشمان تو باشم...
نسیم
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط ر. باب نادی
|
