این آدمه درست مثه اون آدمه همه فکرش شده که اگه اون یکی نباشه دیگه نمیتونه زندگی کنه یا لااقل زندگی کردن براش بی معنیه...
اون آدمه با وجود اینکه میدونه این آدمه چقدر دوستش داره اما گاهی الکی خودشو لوس می کنه و این یکی رو همش نگران خودش میکنه...
این آدمه خیلی وقتا دلش واسه اون آدمه تنگ میشه اما نمی تونه بهش بگه، خب سختشه... یه جوریشه... اون یکی که نباید فکر کنه که فقط خودش دلتنگ میشه...
اون آدمه باید بدونه که نه تنها این آدمه، بلکه همه آدما از تنها چیزی که سیر نمیشن، دوست داشتنه، پس بهتره همیشه واسه این یکی دوست داشتنی ترین باشه...

کلاً دنیای آدما دنیای غریبیه... اما دنیای من مدتهاست که بی دلیل یا با دلیل پر از حس دوست داشتن عمیق یک موجود آرام و دوست داشتنیه که همه لحظه هامو درگیر خودش کرده...
23 اردیبهشت 87
کلام آخر:
آدما از جنس برگن... گاهی سبزن، گاهی پاییزن و زردن...زمستون دیده نمیشن... تابستون سایبون و چترن... آدما خیلی قشنگن... حیف که هر لحظه یه رنگن...
نسیم
پ.ن۱: این آدمه دیگه قرار نیست ازت جدا شه، تو که بهتر از هر کسی میدونی یکسال فقط با خیال اون یکی زندگی کردن یعنی چه؟
![]()
